زين العابدين شيروانى

302

بستان السياحه ( فارسي )

اتّفاق افتاده در جواب فرمود كه مراد و وزير است يكى عقل نام دارد و ديكرى فكر و چون اكثر اوقات بدان دو وزير مشورت مىكنم لهذا امور بر طبق دلخواه و بر وفق تمنّاست و چون كاهى غفلت پيش مىآيد و مخالفت آن دو وزير روى نمايد لهذا امورات از نظم و نسق دور كردد و كاروبار ملك و ملّت پريشان شود و شياطين انس و جن فرصت يابند و در اندك‌زمانى چندان فتنه و فساد نمايند كه سالها تدارك آن نتوان نمود و بسبب عدم اعتنا به دوستان دلخواه مدّتها در زحمت و مشقّت خواهد بود روزى عقل خيرانديش به من فرمود كه اى خان والاشان شهوت‌رانى با جهان‌بانى جمع نكردد و لهو و لعب و عيش و طرب با حكومت انباز نشود و صحبت زنان و معاشرت پسران به حكومت همان مىكند كه باد خزان بر برك رزان و قرب بد كوهران و دونان به سلطنت همان خاصيت دهد كه دريا به شهر يونان هرچند نصيحتم نمود من نشنيدم عاقبت‌الامر زيان ديدم ذكر زاهدان نام چند موضع است در ايران بهترين آنها زاهدان شهر فساد از مضافات فارس است قريه‌ايست خوب و هوايش مرغوبست راقم به يك فرسخى آنجا رسيده امّا آن قريه را نديده ذكر زاكان قريه‌ايست قصبه‌بنيان از توابع قزوين و محلّى بهجت‌قرين است معدن زاج سياه بسيار دارد و عبيد مشهور كه مرد هاجى و فاضل بوده از آنجا ظهور نموده است ذكر زبدانى قريه‌ايست روحانى قرب هفتصد خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست آبش فراوان و هوايش خرّم‌نشان و باغاتش فراوان و حبوباتش ارزان وى از توابع شام و از قراى مسرّت مشامست و هفت فرسخى بعلبك واقع و مشرقش كرفته و ساير اطرافش واسع است مردمش شافعىمذهب و در جوانب آن ديار شيعهء اماميّه‌اند ذكر زبيده بلده‌ايست از بلاد يمن و از بناهاى زبيده خاتون زوجهء هارون از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش وسط در زمين هموار واقع و اطرافش واسع است و نخلستان بسيار دارد و آن دارالأماره ملك تهامه ملك يمن است و جنوب شهر صنعاست سكنهء آنجا قوم عرب و اكثر زيدىمذهبند ذكر زرقان قريه‌ايست قصبه‌بنيان كويند زركان بوده يعنى كان زر كويا در نواحى آن معدن زر باشد و بدان سبب زركان كفته باشند باىّ حال وى در شش فرسخى شيراز اتّفاق افتاده و طرف شمالش كرفته و ساير اطرافش كشاده است و هزار باب خانه در اوست معمور و چند مزرعه مضافات اوست آبش از چاه و دو سه قناة در خارج قريه واقع و هوايش كرم و مردمش شيعىمذهب و خالى از مردمى نباشند و بيشتر ايشان مكّارى و جولا باشند مزار فيض آثار سيد نسيمى در آن ديار در غايت اشتهار است مكرّر زيارت شده ذكر زركران قريه‌ايست خوش‌مكان از قراى رامجرد قرب صد خانه در اوست مكرّر ديده شده است خالى از صفائى نيست ذكر زرند نام ناحيهء چند است يكى از نواحى طهران و بلوكى به‌غايت بهجت‌نشانست و صحراى با وسعت و زمين پرمنفعت دارد آبش از كاريز و هوايش مسرّت‌انگيز است در آن ديار شكار بسيار است قرب چهل پاره قريه معموره در اوست و بعضى از فواكه سردسيريش نيكوست مكرّر ديده شده است و ديكر زرند كرمان بلوكى است خرّم‌بنيان و قرب بيست پاره قريه دارد و جائى حاصل‌خيز است و آبش از كاريز هوايش فىالجمله كرمست و ديكر در اين ايّام نصير خان بن عبد اللّه خان حاكم لار نام قصبهء طارم را زرند نموده است آن نيز مشاهده شده در حرف طاء مذكور خواهد كشت ذكر زلف‌آباد نام دو موضع است يكى قريه‌ايست از قراى فراهان و آن محكمهء سخت دارد مردم آن قريه باستظهار آن محكمه اكثر اوقات بر حاكم وقت ياغى و طاغى باشند و آن محكمه غاريست در همان قريه به‌غايت وسيع و ديكر نام بلده‌ايست در كشور هندوستان در آنجا پارچه نفيس بافند و آن شهركيست خاطرخواه و آبش از چاه و هوايش كرم و بيشتر مردمش هندوان و ديكر مسلمانند ذكر زمان‌آباد نام قريهء چند است در عراق و كابل همكى آباد و خرّم‌بنياد است ذكر زمين‌داور بلوكى است خجسته‌اثر از بلوكات زابل و جنوب قندهار واقع و قرب بيست پاره قريه در اوست آب و هوايش نيكوست مردمش شيعىمذهب و مسكن جمعى سادات صحيح النّسب است ذكر زند نام طايفه‌ايست ارجمند از طوايف كرد امّت بسيار و قوم بيشمارند و در صفت شجاعت و دلاورى رستم و اسفنديار مسكن ايشان عراق و فارس و كردستان و روم و قليلى خراسان مراى ذىجاه و سلطنت دستكاه از آن طايفه ظهور نموده مقدّم ايشان كريمخان بن ايناق و آخرشان لطف‌على خان بوده قرب چهل سال در كمال استقلال حكومت عراق و فارس و كرمان و كيلان و طبرستان و آذربايجان كردند ملوك زنديّه وسط الحال و مايل بفساد بودند و تفريط و افراط در حالشان بسيار ظهور داشت دار الملك آن طايفه بلدهء شيراز بود كريمخان عمارات محكم و آثار مستحكم از سنك و آجر در آن ديار بسيار ساخت و بناهاى نيكو و تكاياى دلكشا طرح انداخت راقم بسيارى از خورد و كلان آن طايفه را ديده و بصحبت اكابر و اعاظم ايشان رسيده و ايّام چند با آن فرقه به سر برده و روزكارى با آن زمره برآورده است بيشتر ايشان شيعهء اماميّه و ديكر علىاللّهى و ديكر سنّىاند ذكر زنجان